از شکست یک حلقه تا فروپاشی یک زنجیره


از شکست یک حلقه تا فروپاشی یک زنجیره

به نظر بسیار تناقض‌آمیز می‌رسد که در عصری که گرایش اصلی‌اش مدرنیته و گسترش فناوری‌های نوین است و برای کشوری که صنعتی شدن را به عنوان چشم‌انداز، فراروی برنامه‌های فردایش قرار داده،

رشته ریاضی و فیزیک به‌تدریج از فهرست انتخاب‌های نسل نوجوانش حذف شود و این شاخه کلیدی تحصیلی برای توسعه صنعتی مبتلا به تحلیل و دستخوش کم رمقی و بی‌توجهی قرار گیرد.
در حالی‌که بسیاری از کشورها می‌کوشند تا مدرنیته را به صیغه زمان حال مورد توجه قرار دهند و دستیابی به عظمت و قدرت، بیش از هر چیز متکی بر دانش فنی و مهندسی شده، باعث شگفتی است که چرا تعداد دبیرستان‌هایی که پذیرای دانش‌آموزان این رشته تحصیلی است در حال کاهش‌اند و نخبگان جوان عرصه علم و دانش ترجیح می‌دهند تا ظرفیت فکری و استعداد ذاتی‌شان را در رشته‌های پزشکی به‌کار گیرند و آینده شغلی‌شان را به این ترتیب تضمین کنند. تنها به این دلیل روشن که فضای کار برای دانش‌آموختگان رشته‌های فنی و مهندسی محدود و اندک است و صف مهندسان بیکار در پشت کارخانه‌های از رمق افتاده، طولانی‌تر از همیشه شده است. این، زنگ خطری جدی است برای کشوری که میل فراتر رفتن از شرایط فعلی‌اش را جز با ترجمه همسنگ با فناوری و دانش فنی روز دنیا، ارضا نخواهد کرد و تهدیدی است بزرگ برای آینده‌ای که در فضای پر رقابت کسب و کار در کمین اقتصاد ایران نشسته است. انباشت بیش‌از اندازه فارغ‌التحصیلان رشته‌های فنی و مهندسی که هیچ تناسبی با ظرفیت پذیرشی کارخانه‌ها، واحدهای صنعتی و مراکز تولیدی فعال کشور ندارند، تاثیر منفی خود را در مدارس و مراکز آموزشی تحصیلی می‌گذارد و دلواپسی والدین از سرنوشت نامعلومی که در انتظار فرزندان‌شان است، سبب می‌شود تا گرایش به رشته‌هایی که در آستانه انباشتگی و اشباع هستند، افزایش یابد. رویکرد این والدین که مبتنی بر قضاوت زمان حال است بحران فعلی را به آینده گره می‌زند و مشکلاتی به مراتب بزرگتر و فراتر از سطح تصمیمات امروز آنها را در فردایی نه چندان دور موجب می‌شود که به آسانی امروز قابل حل نیستند. روزی نیچه در نقد واگز بر نشانه‌های تجددی انگشت گذاشت که اگرچه خواستار رسیدن به بالاترین حد والایی و تعالی است، اما به آخرین درجه ابتذال سقوط می‌کند (صدایی که از یک طنین موسیقایی به اجزای سازنده اولیه‌اش فرو کاسته شده و هرگونه پیوند اندمواره با موسیقی را از دست می‌دهد! )؛ امروز آثار این سقوط در انتخاب والدین، دانش‌آموزان و نظام آموزش و پرورش ما قابل رویت است. چگونه می‌توان کشوری صنعتی، مدرن و توسعه‌گرا داشت اگر واحدهای صنعتی و تولیدی‌اش، مبتلا به بحران نیروی انسانی ماهر و توانمند باشد؟ چگونه می‌توان رقابت‌پذیری را به عرصه تولیدات صنعتی برد اگر مهم‌ترین عامل که منابع انسانی توسعه‌گراست وجود نداشته باشد؟شاید دلیل اصلی این«ازدحام خطرناک و ناکارآمد»، کسب و کاری باشد که دانشگاه‌ها را به خود آلوده است و تولید انبوه صنعتی جای خود را به تولید انبوه مهندسی داده، آنهم در عصری که تولید ناب و سفارشی جایگزین تولید انبوه شده است! اما اگر دنیای آن سوی مرزها، هنوز مبتنی بر رقابت‌پذیری، ابداع و تغییر مستمر است، جای خالی مهندسان نخبه و منابع مغزافزاری فناوری، خلأیی است که می‌تواند تمام نظام صنعتی را دچار فروپاشی کند. دنیای فردا، دنیای دیجیتال و تجارت الکترونیک است و حتی علوم دیگر مانند پزشکی نیز بیش از گذشته متکی به علوم روز مهندسی و فناوری‌های نوین و پیشرفته هستند. در چنین شرایطی واقعیت امروز، تصویر مبهمی از فردا را به نمایش می‌گذارد که جای تامل و سوال دارد.
چگونه می‌توان از دنیای به شدت فناورانه فردا سهم داشت اگر زیرساخت‌های اصلی آن‌که همانا مهم‌ترین‌اش منابع انسانی هوشمند و جوان است، مهیا نباشد؟؟؟!
چگونه می‌توان فعل برون‌گرایی مبتنی بر تولید درون‌زا را صرف کرد، در حالی‌که اصلی‌ترین عامل‌های توسعه که مهندسان و نخبگان فنی هستند، در پوششی دیگر ایفای نقش می‌کنند؟!
صنعتی شدن فرآیندی است که در طول زمان، شکل و تکوین می‌یابد و هرگاه حلقه‌ای از این زنجیره دستخوش شکست شود، تمام زنجیره توسعه و مدرنیته از هم فروخواهد پاشید. آیا وقت آن نرسیده که از خود بپرسیم، هزینه‌ای که نسل آینده بابت انتخاب‌های امروزمان می‌پردازد تا چه اندازه سهمگین و غیرقابل جبران است؟!
محمدرضا مودودی – مشاور وزیر صنعت، معدن و تجارت
 preloader